استرس دختران نوجوان با پسران متفاوت است و به علت وضعیت جسمی و حالات روحی و روانی خاص آنها را بسیار اسیب پذیر نموده است. به همین علت در دوران نوجوانی اضطراب و استرس و بیماری افسردگی در دختران بسیار بیشتر خواهد بود. این مسئله میتواند به علت تغییرات فیزیکی و جسمی و تحریک پذیری دختران باشد.

اضطراب در دختران محسوس تر است، به طور کلی استرس بر دو نوع است حاد یا کوتاه مدت و مزمن یا بلند مدت و معمولاً دختران مضطرب تر از پسران هستند اگرچه اختلاف معنی داری بین اضطراب آن ها وجود ندارد، اما با توجه به این که پسران کمتر مانند دختران ترس های خود را بروز می دهند نمی توان به یقین در این مورد حرفی زد.

 

علایم استرس دختران نوجوان

- دختران نوجوان به دلیل تغییرات فیزیولوژیکی و جسمانی، همچنين بروز عادت های ماهیانه و علایم اولیه و ثانویه بلوغ، تحریک پذیر، عصبی و مضطرب می شوند.

 

بلوغ زودرس و حتی بلوغ دیررس منجر به مسایل خاص خویش می شود.

- آن ها امکان دارد قادر به تمرکز و توجه به مسایل درسی نباشند.

- در بین دختران نوجوان توجه به وزن و شاخص توده بدنی بسیار شایع است که منجر به علایم اختلال بی اشتهایی عصبی می شود.

- دختران نوجوان امکان دارد ارتباط های جدید عشقی با جنس مخالف را به صورت زود هنگام تجربه نموده و گاهاً منجر به حاملگی ناخواسته و بروز دیگر اسیب های اجتماعی شود.

هرچند دوران بلوغ و نوجوانی به خودی خود استرس زا هستند و شخص را با چالش های جدیدی روبرو می کنند، ولی این استرس ها زمانی بیشتر می شود که نوجوان به نوعی دچار نشخوار فکری می شود. نشخوار فکری، مُدلی از فکر کردن است که شخص را دربرابر ابتلا به بیماری افسردگی اسیب پذیر می کند. درواقع نوعی اسیب شناختی است که طبق آن میتوان احتمال ابتلا شخص به بیماری افسردگی را پیش بینی کرد.

هر موقع شما زمان زيادي را برای فکر کردن به جنبه های مختلف یک مسئله یا رابطه ای که توان تغییرش را ندارید صرف کنید خویش را در معرض نشخوار فکری و به دنبال آن بیماری افسردگی قرار داده اید.

بنابراین نوجوانانی که دچار استرس های شدید روزانه هستند بیش از دیگر گروه ها سنی در معرض بیماری افسردگی یا دیگر مشکلات شناختی قرار دارند. ولی اختلاف جنسیتی در این مسئله کاملا محسوس است برای این که ميزان ابتلا دختران به بیماری افسردگی در چنين شرایطی بیش از پسران است.

واقعیت این است که نوجوانان مخصوصاٌ دختران توانایی مدیریت کردن استرس های خویش را ندارند، همین مسئله نه تنها باعث بروز مشکلات ذهنی می شود بلکه حتی گاهی اختلال های ژنتیکی را هم بوجود می آورد.

راههای کاهش استرس در نوجوانان دختر :

- دختران نوجوان برای کاهش استرس و  پرهیز از آن باید ارتباطات مثبت و سازنده اجتماعی و خانوادگی داشته باشند.

- مدیریت زمان را بیاموزید

- به موقع بخوابید و به موقع بیدار شوید

- موارد استرس آور را کم کنیم

- از افرادی که انرژی منفی هستند دوری کنید.

- پیروی از یک رژیم غذایی سالم

 

نقش پدر و مادر در کاهش استرس دختران نوجوان

هیچوقت در هنگام اینکه نوجوان از عوامل اضطراب خویش سخن می گوید آغاز به نصیحت کردن و پند و اندرز نکنید، به صحبت های وی با شوق گوش دهید و اجازه دهید مشکلات خویش را بیان کند، تجربه های خطرناک خویش را که قبلاً داشته اید به او انتقال دهید، ورزش، موسیقی و ديگر فعالیت های گروهی راهنمايي برای تسکین اضطراب هستند، عکس‌العمل های سالم و مناسب را شناسایی نموده و به وی کمک کنید آنها را جایگزین کارهای ناسالم کند و هیچوقت نوجوانان را بخاطر اضطرابش تحقیر نکنید.

 


تازه ترین مقالات در حوزه روانشناسی

شایسته زنجیران‌ روانشناس و روان درمانگر ، درباره چگونگی رفتار با همسری که به دنبال چشم و هم چشمی است، اظهار کرد: دلایل مختلفی وجود دارد تا بعضی از افراد به چشم و هم‌چشمی روی بیاورند.

وی با بیان‌ اینکه احساس خود کم بینی و عقده حقارت یکی از دلایلی است که منجر به چشم و هم‌چشمی در افراد می‌شود، افزود: این افراد عزت نفس پایینی دارند و مدام خود را کمتر و پایین تر از دیگران می‌بینند، بنابراین سعی می‌کنند با انجام کارهایی به موقعیت و جایگاه دیگران دست پیدا کنند و از احساس حقارت خود بکاهند.

این روانشناس با اشاره به اینکه گاهی اوقات چشم و هم‌چشمی نشانه حسادت به فرد دیگری است، ادامه داد: این به معنی است که فرد بگوید چیزی که فرد مقابل دارد من هم باید داشته باشم، چون من از او کمتر نیستم و حتی فرد تمایل دارد دیگری از موقعیت و داشته خود محروم شود و خودش به آن دست یابد.

زنجیران بیان کرد: وقتی احساس خود کم بینی و حقارت در فرد ایجاد می‌شود، او تمام تلاش خود را در جهت رسیدن به جایگاه و موقعیت دیگران انجام می‌دهد و مسلما این کار منجر به اضطراب، نشخوار فکری و از بین رفتن آرامش در او می‌شود.

وی اضافه کرد: افرادی که از پذیرش پایین تری برخوردارند و به طور انتخابی بر نقاط ضعف و کمبودهای خود تمرکز دارند، احساس خودارزشمندی کمتری نسبت به دیگران دارند و مدام در فکر تصاحب جایگاه و موقعیت دیگران هستند و این مقایسه ناعادلانه که ریشه در حسادت، احساس حقارت و کمال طلبی دارد منجر به اضطراب، نشخوار فکری، عزت نفس پایین و به طور کلی نداشتن احساس رضایت از زندگی در فرد شده و در ارتباطات او تأثیر بسزایی دارد.

این روانشناس با بیان اینکه چشم و هم‌چشمی می‌تواند یکی از دلایل بروز اختلاف در میان زوجین و حتی طلاق در خانواده‌ها باشد، گفت: مطمئنا هیچ یک از ما دوست نداریم با فردی که پیوسته خود و ما را با فرد دیگری مقایسه می‌کند و هیچ گاه از شرایط و داشته‌های خود راضی نیست، زندگی کنیم.

زنجیران تصریح کرد: خانواده کانون محبت، آرامش و تفاهم است. هرگاه زوجین در زندگی مشترک به دنبال مقایسه زندگی خود با زندگی دیگران باشند، فضای خانواده به میدان جنگ و مبارزه تبدیل می‌شود و نتیجه آن سرکشی، نافرمانی و لجاجت است.

این روانشناس بیان کرد: در اینجا پیشنهاد می‌کنم برای جلوگیری از چشم‌ و هم‌چشمی روی عزت نفس خود کار کنید و با تمرکز بر نقاط قوت و پذیرش نقاط ضعف خود سعی کنید عزت نفس و اعتماد بنفس خود را افزایش دهید، همچنین به جای تمرکز بر نگاه و برداشت دیگران روی اهداف و موفقیت‌های شخصیتان تمرکز کنید. سعی کنید اهداف روشنی برای خودتان تعیین کنید و در جهت رسیدن به آن‌ها تلاش کنید.

زنجیران خاطرنشان کرد: شما می‌توانید با ی نیازهای عاطفی همسرتان، توجه و تقویت ویژگی‌های مثبت و توانمندی‌های او موجب افزایش احساس ارزشمندی در همسرتان شده و کانون خانواده را به فضایی امن و صمیمانه تبدیل کنید، آنچه مهم است احساس رضایت و خوشبختی شما از زندگیتان است، نه برداشتی که دیگران از شما دارند.


تازه ترین مقالات در حوزه روانشناسی

به راحتی ممکن است سردردمان را به خاطر زیاد خوردن قهوه یا اضطراب مان را یک دلشوره‌ی بی دلیل تلقی کنیم. اما ممکن است بدن مان سعی داشته باشد چیز‌هایی بیشتر از آنکه خودمان فهمیده ایم در مورد رابطه‌ای که در آن به سر می‌بریم به ما بگوید. بدن ما گاهی چیزی را نشان مان می‌دهد که ضمیر ناخودگاه مان از آن باخبر است، اما شاید ضمیر خودآگاه مان هنوز به آن پی نبرده.

آدم‌ها اغلب به دلیل چیزی که به آن پیوند تروماتیک (Traumatic Bonding) گفته می‌شود به رابطه با شریک عاطفی آزارگر خود ادامه می‌دهند. این اتفاق در اصل زمانی رخ می‌دهد طرف آزارگر رابطه، شریک عاطفی خود را با تنبیه‌ها و محبت کردن‌های یکی در میان، درگیر وضعیتی شبیه به ترن هوایی می‌کند. این شرایط بدن را دچار پریشانی می‌کند؛ از یک طرف با سیلی از هورمون‌های اضطراب، کورتیزول و آدرنالین مواجه شده و از طرفی دیگر، با گرفتن محبت، غرق در دوپامین می‌شود. اینجا است که بدن به این وضعیت آشفته واکنش نشان می‌دهد.

تأثیر رابطه اشتباه بر سلامت جسم

۱- احساس فرسودگی

یک نشانه‌ی رایج اشتباه بودن رابطه، احساس فرسودگی و خستگی دائمی است که این مسأله هم معمولاً همان هدفی است که طرف آزارگر رابطه دنبال می‌کند، چون وقتی طرف قربانی رابطه خسته و فرسوده شود احتمال آنکه انرژی جنگیدن داشته باشد کمتر شده و بنابراین کنترل او کار راحت تری می‌شود.

در لحظات خوب رابطه، شما هم حال خوبی دارید، اما وقتی وضعیت ناخوشایندی به وجود می‌آید، مثلاً وقت‌هایی که شریک عاطفی تان شما را بازیچه‌ی دست خود قرار می‌دهد یا با شما قهر می‌کند، این شرایط می‌تواند بدن شما را تحلیل ببرد. همین بالا و پایین شدن‌های مداوم است که شما را فرسوده می‌کند.

۲- مشکلات خودایمنی

این مسمومیت تدریجی می‌تواند باعث ایجاد مشکلات خودایمنی در بدن مثل بروز التهاب، درد‌های بدنی و مشکلات پوستی شود. نکته‌ی جالب توجه آن است که در اغلب موارد وقتی افراد برای یافتن علت این مشکلات به پزشک مراجعه می‌کنند، معاینات و آزمایشات هیچ مورد غیر عادی‌ای در بدن آن‌ها نشان نمی‌دهند.

خوب بودن نتیجه‌ی معاینات و آزمایشات معمولاً خبر خوبی محسوب می‌شود، اما این مسأله می‌تواند فرد را دچار پریشانی کند، چون او از واقعی بودن مشکلات جسمی خود باخبر است، اما توضیح پزشکی‌ای برای مشکلات او وجود ندارد.

اینجا است که باید نگاهی به محیط و رابطه‌ای که در آن هستید بیندازید و ببینید که آیا منشأ اضطراب شدیدتان آن‌ها هستند یا نه.

گاهی آدم‌ها از اشتباه بودن رابطه‌ی خود باخبر نیستند و سمی بودن آن رابطه برایشان واضح نیست به همین دلیل تا زمانی که این سم بیمارشان نکند متوجه آن نمی‌شوند. ما شاید بتوانیم ذهن مان را توجیه کنیم و مثلاً با خود بگوییم که همه‌ی این مشکلات جسمی به خاطر کار زیاد و مواردی از این دست هستند، اما بدن مان این بهانه‌ها را قبول نمی‌کند.

۳- مشکلات گوارشی و تغییرات هورمونی

کسانی که در یک رابطه اشتباه هستند اغلب با مصرف بعضی مواد غذایی مشکل پیدا می‌کنند، در حالی که قبلاً هر چیزی را می‌توانستند بدون مشکل بخورند. علت این مسأله داشتن اضطراب و تولید هورمون‌های کورتیزول و آدرنالین در بدن است.

حس اضطراب در انسان شکل گرفت تا با واکنش گریز یا جنگ به او کمک کند (واکنش جنگ یا گریز به عکس العمل اولیه و غریزی بدن در برابر یک تهدید یا حمله برای نجات جان ما اطلاق می‌شود). در این حالت هورمون‌ها افزایشی ناگهانی می‌یابند تا به ما کمک کنند یا از خطر پیش رویمان بگریزیم یا با آن رو به رو شویم. اما اگر این هورمون‌ها بلااستفاده بمانند، بدن ممکن است به حمله به خودش روی آورد.

حتی بعد از پایان یک رابطه اشتباه هم ممکن است مدتی طول بکشد تا ذهن و بدن خود را بازسازی کنند و از صدماتی که در زمان رابطه به آن‌ها وارد شد التیام یابند. وقتی رابطه اشتباه خود را تمام کردید باید باز هم به کار کردن روی قدرت تحمل و استقامت خود ادامه دهید تا سلامت جسمانی تان را بازیابید.

۴- بروز مشکل در حافظه و گفتار

وقتی دائماً مراقب صحبت هایتان باشید که مبادا چیزی بگویید که باعث بحث و جدل شود، ذهن شما در بالاترین سطح هوشیاری قرار می‌گیرد؛ در این حالت دیگر فضای زیادی برای چیز‌های دیگری مثل حافظه و گفتار در ذهن باقی نمی‌ماند.

این وضعیت را شاید با مشکلاتی مثل سخت شدن کتاب خواندن یا پردازش اطلاعات جدید یا حفظ اطلاعات و خاطرات تجربه کنید. وقتی گرفتار یک رابطه اشتباه و آزاردهنده باشید، چنین کار‌هایی برایتان واقعاً دشوار می‌شود.

علت این مسأله آن است که ذهن سعی دارد چیزی که در جریان است را پردازش کند، اینکه چرا شریک عاطفی تان تا این حد بی رحم و فریبکار است، و سخت تلاش دارد تا راه حلی برای این وضعیت پیدا کند. مشکل اینجا است که طرف آزارگر رابطه به دنبال راه حل نیست.

شما فکر می‌کنید همه‌ی آدم‌ها به دنبال تعادل هستند، اما شریک عاطفی آزارگر شما اینگونه نیست. او از فریب دادن شما و ایجاد بحران لذت می‌برد و حتی اگر بگوید که از درست کردن بحران بیزار است، اما برخلاف شما که به دنبال راه حل هستید، او به این شرایط دامن می‌زند و از آن استفاده می‌برد؛ در حقیقت در چنین شرایطی دو نفر شما هدف کاملاً متفاوتی دارید.

۵- سفتی عضلات

سفتی عضلات یک نشانه‌ی واضح داشتن یک رابطه عاطفی اضطراب آور است. با این حال، ممکن است باز هم به توجیه کردن روی آورید و آن را به حساب عملکرد عصب‌های بدن تان بگذارید.

دست از بهانه تراشی بردارید و با خود فکر کنید که چرا وقتی در کنار شریک عاطفی تان هستید بدن تان چنین واکنشی دارد و شاید چیزی در ضمیر ناخودآگاه تان در مورد این شخص وجود دارد که هنوز به ضمیر خودآگاه تان راه پیدا نکرده، اما بدن تان آن را حس می‌کند.

نشانه‌های جسمی یک رابطه اشتباه به مرور از بین می‌روند، اما گاهی هم باقی می‌مانند

در اغلب موارد، عوارض جسمی یک رابطه آزاردهنده با ترک رابطه از بین می‌برند، اما گاهی هم این مشکلات ادامه می‌یابند. مثلاً ممکن است متوجه شوید نسبت به گذشته در برابر اضطراب آسیب پذیرتر شده اید یا معده تان حساس‌تر از قبل شده.

این مسأله در هر کسی متفاوت است و به سن و سلامت کلی فرد و مدت زمانی که در یک رابطه اشتباه مورد آزار قرار گرفته بستگی دارد.

برای همه‌ی آدم‌ها فرصت التیام هست. مسأله تنها بر سر این است که بعد از پایان یک رابطه‌ی آزاردهنده به چه میزان رسیدگی نیاز باشد.


تازه ترین مقالات در حوزه روانشناسی

شاید خوردن یک ظرف بزرگ پر از بستنی پس از یک اتفاق ناراحت کننده، واکنش پیش پا افتاده‌ای باشد، اما حقایقی وجود دارند که خوردن را به عنوان یک واکنش در برابر احساسات منفی را تایید می‌کنند. خوردن علاوه بر واکنش نسبت به استرس، در زنده ماندن، لذت و راحتی نیز نقش دارد، اما این نوع از پرخوری عاطفی که در واکنش به احساسات منفی صورت می‌گیرد، می‌تواند یک عامل خطر برای بروز اختلال در خوردن از جمله "پرخوری عصبی" یا "بولیمیا" (Bulimia) باشد.

"ربکا اسکنپر" (Rebekka Schnepper)، پژوهشگر "دانشگاه زالتسبورگ" (University of Salzburg) اتریش و از نویسندگان این پروژه گفت: حتی اگر شاخص توده بدنی فرد سالم باشد، پرخوری عاطفی می‌تواند برای او مشکل ایجاد کند.

پژوهشگران در این پروژه، به بررسی میزان غذا و سبک غذا خوردن هر فرد و همچنین حالت‌های عاطفی او پرداختند تا واکنش او را نسبت به تصاویر مواد غذایی پیش‌بینی کنند. آن‌ها در این بررسی، افرادی که به پرخوری عاطفی دچار هستند را با افرادی که رژیم غذایی و محدودیت کالری خود را کنترل می‌کنند، مقایسه کردند.

اسکنپر و همکارانش در این بررسی دریافتند کسانی که به پرخوری عاطفی دچار هستند، در مقایسه با کسانی که احساسات آن‌ها خنثی است، واکنش اشتهایی قوی‌تری دارند و هنگامی که احساسات منفی را تجربه می‌کنند، غذا خوردن به نظر آن‌ها لذت بیشتری دارد. از سوی دیگر، شرکت‌کنندگانی که محدودیت غذایی داشتند، در شرایط منفی، توجه بیشتری به غذا نشان دادند؛ اگرچه این موضوع تاثیری بر اشتهای آن‌ها نداشت و تغییر قابل توجهی میان شرایط عاطفی منفی و خنثی مشاهده نشد.

اسکنپر ادامه داد: هنگامی که برای بهبود رفتار‌های مربوط به غذا خوردن تلاش می‌کنیم، تمرکز بر راهبرد‌های تنظیم عاطفه به عنوان راه چاره‌ای برای عواطف منفی، امیدوارکننده به نظر می‌رسد.

وی افزود: نظریه‌های متفاوت و متناقضی در مورد سبک غذا خوردن وجود دارند که می‌توانند پرخوری را در واکنش به احساسات منفی پیش‌بینی کنند. هدف ما این است تا این موضوع را روشن کنیم که کدام ویژگی‌ها، پرخوری عاطفی را براساس متغیر‌های متفاوت پیش‌بینی می‌کنند.

آن‌ها این پژوهش را میان ۸۰ دانشجوی زن دانشگاه زالتسبورگ انجام دادند که شاخص توده بدنی همه آنها، متوسط بود. پژوهشگران طی جلسات آزمایش، متونی را برای شرکت‌کنندگان می‌خواندند تا واکنش‌های خنثی یا منفی آن‌ها را برانگیزند. پس از این مرحله، تصاویری از غذا‌های اشتهاآور و اشیای خنثی به شرکت‌کنندگان نشان داده شد.

پژوهشگران علاوه بر بررسی داده‌هایی که شرکت‌کنندگان شخصا گزارش داده بودند، حالات چهره آن‌ها را نیز با "نوار عصب و عضله" (EMG) و واکنش‌های مغز آن‌ها را با نوار مغزی ثبت کردند.

اسکنپر ادامه داد: ما نمی‌توانیم از یافته‌های این پژوهش، در مورد رفتار مردان و یا رفتار مربوط به خوردن در بلندمدت نتیجه‌گیری کنیم. با وجود این، این پژوهش به درک ما در مورد پرخوری عاطفی می‌افزاید و شاید بتواند به ما در تشخیص و درمان به موقع اختلالات خوردن نیز کمک کند.


تازه ترین مقالات در حوزه روانشناسی

سید شهرام علیزاده روانشناس و مشاور، درباره دروغگویی کودکان و نحوه برخورد با آن‌ها اظهار کرد: دروغگویی کودکان موجب نگرانی بسیاری از والدین می‌شود و حتی ممکن است عصبانیت و آشفتگی بیش از حد آنان را در پی داشته باشد.

وی با بیان اینکه پیش از بررسی علل دروغگویی کودکان لازم است تا معنای دروغ را از دیدگاه آنان بررسی کنیم، افزود: طبق بررسی‌های انجام شده در مورد کودکان مشخص شده است که آن‌ها پیش از ۵ سالگی بر مبنای بازخورد‌های دریافتی خود از والدین رفتار می‌کنند؛ مثلا اگر کودکی یک لیوان آب را روی فرش بریزد و نسبت به واکنش احتمالی مادر که عصبانیت است آگاهی داشته باشد، حقیقت را کتمان خواهد کرد و در صورتی که از او بپرسیم چه کسی آب را روی فرش ریخته است، در جواب جمله "من نریختم" را خواهیم شنید؛ پس لازم است بدانید که کودکان معنای دروغ را به سادگی درک نمی‌کنند و در دوران تحول رفته رفته به درک و تفکیک دروغ و حقیقت دست می‌یابند.

علیزاده بیان کرد: کودکان در سن ورود به مدرسه به معنای واقعی کلمه نسبت به دروغ آگاهی پیدا می‌کنند، بنابراین می‌توان گفت که دروغگویی در کودکی تعبیر متفاوتی از بزرگسالی دارد، جهت کاهش این مشکل می‌توانید از راهکار‌های مختلفی استفاده کنید.

وی اضافه کرد: سعی کنید که خودتان نمونه خوب یک فرد راستگو باشید. چگونه می‌توان انتظار داشت کودکی که شاهد دروغگویی پدر و مادرش است، راستگویی را سرلوحه زندگی خود قرار دهد. وقتی پدر یک کودک در عین حال که در منزل است از فرزندش بخواهد که در جواب تلفن بگوید که او در خانه نیست، نمی‌توان انتظار داشت که این کودک نیز راستگو باشد.

این روانشناس ادامه داد: کودک را در موقعیتی قرار ندهید که مجبور به دروغگویی شود. هنگامی که کودک در خانه تنهاست و یک نوشیدنی را روی زمین ریخته است، از او نپرسید که آیا ریختن این شربت روی زمین کار او بوده است یا نه؟ بی شک کودک برای فرار از تنبیه و مجازات به دروغ متوسل خواهد شد. به جای سوال کردن سعی کنید او را نسبت به کار نامطلوبش آگاه کنید. "می‌دانم که شربت را روی زمین ریختی و امیدوارم دیگر این کار را انجام ندهی، چون این کار تو مرا ناراحت می‌کند." 

علیزاده افزود: سعی کنید راستگویی کودک را در موقعیت‌های مختلف تشویق کنید. در صورتی که کودک در موقعیت‌هایی که خطا کرده است راست می‌گوید او را تشویق کنید. اگر از کودک خود در مورد یک رفتار نامطلوب مثل ریختن غذا روی فرش سوال می‌پرسید و او با پشیمانی می‌گوید: "بله، کار من بود" از او به خاطر راستگویی‌اش تشکر کنید و پس از آن محرومیتی را متناسب با کار او در نظر بگیرید.


تازه ترین مقالات در حوزه روانشناسی

صفاتیان روانشناس اعتیاد ، با اشاره به نقش مهم خانواده در درمان فرد معتاد گفت: بحث درمان اعتیاد یک مثلت سه ضلعی است که فرد معتاد، درمانگر و خانواده، هر کدام یک قسمت از مثلت را تشکیل می‌دهند.

وی ادامه داد: نقش خانواده در درمان عضو معتاد هم اندازه‌ خود بیمار است که اگر به درستی انجام نشود، فرد دوباره به سراغ مواد مخدر خواهد رفت و درمان ناقص می‌ماند.

صفاتیان با بیان اینکه درمان دو مرحله مهم دارد، گفت: مرحله اول زمانی است که خانواده بتوانند فرد را راضی کنند که به مراکز درمانی مراجعه کند و مرحله دوم حمایت‌های بعد از دوره سم زدایی و ترک اولیه است.

این روانشناس اعتیاد افزود: در کشور ما مشکل عمده خانواده‌ها، کاهش حمایت و پیگیری بعد از درمان اعتیاد است، برای مثال شخص پس از گذراندن دوره سم زدایی با تصور اینکه کاملا درمان شده، دیگر از خانواده حمایتی را دریافت نمی‌کند و این زمینه‌ای برای بازگشت مجدد او خواهد شد.

صفاتیان با بیان اینکه امروزه مراکز درمانی به وجود آمده بر اساس «اجتماع درمان مدار بودن» اداره می‌شوند، گفت: در این مراکز علاوه بر اینکه فرد معتاد تحت درمان است، به خانواده‌ها نیز آموزش‌های لازم برای حمایت بیشتر داده می‌شود. فرد بیمار نیز در یک اجتماع کوچک با افراد مانند خود زندگی می‌کند و آماده بازگشت دوباره به جامعه اصلی می‌شود.

این روانشناس اعتیاد با اشاره به دو رفتار اشتباه والدین در برخورد با فرزند معتاد گفت: در بیشتر مواقع خانواده‌ها یا برخورد سخت را پیش می‌گیرند و فرد را از خانه طرد می‌کنند که بیشتر توسط پدر خانواده این کار انجام می‌شود و یا اینکه موضوع اعتیاد را می‌خواهند از بقیه پنهان کنند و با رفتار‌هایی اشتباه مثل دادن پول برای مواد فرزند خود را بیشتر در اعتیاد گرفتار می‌کنند و اغلب توسط مادر‌ها این کار‌ها انجام می‌شود.

صفاتیان با اشاره به با خبر شدن پدر و مادر‌ها از اعتیاد فرزندشان گفت: بعد از آگاه شدن آن‌ها باید فرزند را در سریع‌ترین زمان ممکن به مراکز درمانی بفرستند و اقدام به موقع در انتقال به مراکز درمانی می‌تواند کمک شایانی به فرد معتاد کند.

صفاتیان با تأکید بر افزایش آموزش و حمایت در خانواده‌ها ادامه داد: باید همسر، پدر، مادر و حتی فرزند فرد معتاد آموزش ببینند که در شرایط مختلف چه رفتاری را داشته باشند، برای مثال زمانی که مرد خانواده به دلیل استعمال موادمخدر عصبانی است، باید همسر بداند چه نوع رفتاری در آن لحظه انجام دهد که درست باشد.

 


تازه ترین مقالات در حوزه روانشناسی

گاهی اوقات زوجین در زندگی مشترک، انتظارات غیر منطقی و غیر واقع بینانه‌ای از خود، همسر و رابطه شان دارند، این انتظارات غیر واقع بینانه یا "اسطوره‌ها" باید اصلاح شوند تا اثر منفی آن‌ها بر رابطه و رفتار زوجین کاهش پیدا کند.

انتظارات زوجین از تجربه شخصی آن‌ها گرفته شده است و این تجارب از فرهنگ، جامعه و خانواده کسب شده است، به عبارتی اسطوره‌ها آموخته شده و اکتسابی هستند. بعد از ازدواج بعضی از این اسطوره‌ها حذف شده و بعضی از آن‌ها باقی می‌مانند، در صورتی که اسطوره‌های منفی باقی بمانند، سلامت رابطه زوجین را به خطر می‌اندازند.

بعضی از اسطوره‌ها بقایای پیام‌های خانواده‌های اولیه و اصلی هستند که والدین، آن‌ها را بدون اینکه خود آگاهی داشته باشند، به فرزندانشان آموزش داده‌اند. زوج‌هایی که در ابتدای ازدواج خود و پس از آن با اسطوره‌ها مواجه می‌شوند و نسبت به آن‌ها شناخت پیدا می‌کنند، فرصت مناسب تری را برای بحث درباره آن‌ها پیدا می‌کنند. زوجین هر چقدر پیام‌های غیر واقع بینانه را بیشتر کشف کنند، بیشتر قادر می‌شوند باور‌ها و رسوم مشترک جدیدی را برای رابطه خود خلق کنند.

بعضی از اسطوره‌های متداول در روابط زوجین

اگر یکدیگر را دوست داریم باید همیشه خوشحال باشیم

این تفکر و باور غیرمنطقی است. واقعیت این است که زن و شوهر‌ها می‌توانند یکدیگر را خیلی دوست داشته باشند و در عین حال گاهی اوقات خوشحال نباشند، به عبارتی خوشحال نبودن می‌تواند به دوست داشتن یا دوست نداشتن یکدیگر ربطی نداشته باشد. افرادی که این باور در ذهن آن‌ها وجود دارد به محض اینکه همسرشان در کنار آن‌ها است و ناراحت به نظر می‌رسد، احساس می‌کنند که همسرشان آن‌ها را دوست ندارد، وگرنه کنارشان احساس ناراحتی نخواهد کرد. این انتظار و باور غیر واقع بینانه نیست که رفتار و احساس فردی را که به آن باور دارد، تحت تأثیر قرار می‌دهد.

ما باید بدون توجه به تأثیری که بر روی همسرمان می‌گذاریم کاملاً با یکدیگر صادق باشیم

صداقت در رابطه زوج‌ها خوب است، اما اعتقاد به اینکه زن و مرد باید در همه مسائل زندگی خود با یکدیگر صحبت کنند، منطقی به نظر نمی‌رسد. این باور باعث می‌شود که زن یا مرد مسائلی را که برای آن‌ها در گذشته اتفاق افتاده، حتی اگر در زندگی امروز و رفتارشان کوچکترین تأثیری ندارد، بی‌کم و کاست برای همسرشان بگویند.

بیان بعضی موارد مربوط به گذشته می‌تواند اثر منفی در ذهن همسر بگذارد، به همین دلیل بیان عواملی که تأثیر منفی بر روابط دارند منطقی به نظر نمی‌رسد. زوجین نباید به یکدیگر دروغ بگویند، اما لازم نیست که همه مسائل مربوط به خود را بگویند

اگر یکدیگر را دوست داریم باید همیشه با هم باشیم

این باور غلط باعث می‌شود فرد احساس کند که اگر همسرش او را دوست دارد باید همیشه و همه جا با او باشد. واقعیت این است که در زندگی زوج‌ها لحظاتی پیش می‌آید که لازم است یا شوهر تنهایی به جایی برود یا به همسرش اجازه بدهد که به تنهایی جایی برود یا حتی لحظاتی را تنها باشد. اینکه زن و شوهر با هم باشند خوب است، اما اگر گاهی با هم نباشند به معنی دوست نداشتن یکدیگر نیست. تنهایی به مهمانی یا مسافرت رفتن نشان‌دهنده عدم علاقه به همسر نیست و با همسر به مهمانی و گردش رفتن نیز به نشانه علاقه مندی نیست. مردی که این باور را دارد در صورتی که همسرش لحظاتی را با او نباشد احساس رنجش و ناراحتی می‌کند و این احساس او در رابطه با همسرش اختلال ایجاد می‌کند.

زمانی که مشکلی پیش می‌آید باید مشخص کنیم مقصر کیست

این موضوع که در مشکلات شویی یک نفر مقصر است و باید مقصر مشخص شود، باوری غلط است. در بسیاری از مشکلات شویی واقعاً کسی مقصر نیست، بلکه مشکل حاصل تفاوت دیدگاه و نظر زوجین است. زمانی که دیدگاه دو نفر درباره مسأله‌ای متفاوت است و آن‌ها زاویه دید متفاوتی دارند و مشخص کردن مقصر نه مفید است و نه ممکن. فردی که این باور در ذهنش عمیق شده، در اختلافات عقیده دارد که همسرش مقصر است، به همین دلیل تأکید افراطی دارد که مقصر باید مشخص شود، تغییر این تفکر به بهبود ارتباط زوجین کمک زیادی می‌کند.

رابطه خوب خود به خود اتفاق می‌افتد

بعضی از افراد اعتقاد دارند که رابطه خوب با همسر یک شانس است، آن‌ها عقیده دارند اگر زن و شوهر یکدیگر را دوست داشته باشند خود به خود خوشبخت خواهند شد. این یک باور غلط است. رابطه خوب احساس خوشبختی، نیاز به این دارد که انسان برای به دست آوردن آن تلاش کند. احساس خوشبختی به کسی اهدا نمی‌شود، بلکه در اثر تلاش انسان برای ایجاد رابطه خوب با همسرش به دست می‌آید. کسی که باور فوق را دارد، منتظر می‌ماند رابطه خوب با همسرش خود به خود ایجاد شود و اگر این رابطه ایجاد نشود، ممکن است بگوید شانس ندارد یا ما به درد هم نمی‌خوریم، وجود این باور باعث عدم تلاش فرد برای بهبود رابطه و ایجاد رابطه خوب و لذت بخش می‌شود.

زن و شوهر باید همیشه نزدیک هم باشند

اینکه زن و شوهر نزدیک هم باشند خوب است، اما اگر گاهی هم از یکدیگر دور باشند مشکلی ایجاد نمی‌شود. کسی که باور فوق را دارد اگر لحظه‌ای از همسرش دور باشد، احساس می‌کند که او را از دست داده و یا احساس می‌کند همسرش او را دوست ندارد. این باور باعث می‌شود که حتی اگر در یک مجلس مهمانی همسر فرد با او کمی فاصله فیزیکی پیدا کند، احساس بسیار بدی پیدا کند. گاهی حتی لازم است که زن و شوهر از هم فاصله بگیرند، در غیر این صورت ممکن است این احساس ایجاد شود که همسر استقلال فرد را گرفته است.

ما اگر یکدیگر را داشته باشیم، نیازی به خانواده و دوستان نداریم

این باور غیرمنطقی که اگر یکدیگر را داشته باشیم نیازی به خانواده و دوستان نداریم، باعث می‌شود که زن یا شوهر از اینکه همسرش با خانواده و دوستانش ارتباط دارد احساس ناراحتی و نیتی کند. صاحب این باور خانواده و دوستان را عامل ایجاد اختلال در روابط با همسرش تلقی می‌کند. این باور غلط اگر اصلاح نشود می‌تواند روابط زوج‌ها را با هم و با اطرافیان با مشکل مواجه کند.


تازه ترین مقالات در حوزه روانشناسی

دکتر راچنا خانا سینگ، رئیس کلینیک ذهن و سلامتی، گفتاگر زن شما ناراحت یا بدخلق است، با این توصیه‌ها، می‌توانید متوجه آن شوید و در صدد برطرف کردن آن برآیید.

بدخلقی مسئله‌ای طبیعی است. زیرا زمان‌هایی در زندگی وجود دارد که همه ما بدون هیچ گونه دلیل خاصی، از دنیا عصبانی و ناراحت هستیم یا حتی بدخلق می‌شویم که گاهی اوقات، این حالت‌ها بنا به دلایلی همچون کمبود خواب، گرسنگی و مشکلات هورمونی رخ می‌دهد اما برخی مواقع، صرفاً به این دلیل است که روز بدی را سپری کرده‌ایم ولی اگر متوجه شده‌اید زن شما به صورت مداوم، ناراحت، عصبانی و کم‌انرژی است و یا از شما دوری می‌کند ممکن است دلیل آن مشکلی است که برای او به وجود آمده است. به همین خاطر، زمان آن رسیده که متوجه دلایل آن شویم.

نشانه‌های بدخلقی ن در رفتار با دیگران

از شما و دوستانش دوری می‌کند

اگر احساس می‌کنید زن شما از گفت‌وگو کردن با شما یا هر یک از دوستانش اجتناب می‌کند احتمال دارد که او از موضوعی ناراحت یا عصبانی باشد که مکالمه‌ها را تا حدّ ممکن کوتاه می‌کند و یا صرفاً به آنچه که از او سؤال می‌شود، پاسخ می‌دهد و حتی زمانی که فردی می‌خواهد اطلاعات بیشتری کسب کند، آشفته می‌شود.

مدام می‌پرسد، "به حرفم گوش می‌دی؟"

وقتی کسی روحیه خوبی ندارد، طبیعی است که او با کوچک‌ترین حرکتی آزرده یا عصبانی شود و اگر احساس کند که صحبت‌هایش شنیده نمی‌شود، ممکن است دائماً سعی در جلب توجه شما داشته باشد و ممکن است از موضوعی ناراحت باشد که در این میان، اگر او تصمیم گرفت در مورد حال و هوای خود با شما صحبت کند، بهتر است با او بنشینید تا موضوع را بهتر برون‌ریزی کند.

احساس می‌کند در رابطه تلاش خاصی نمی‌کنید

اگر زن شما احساس کرده باشد که برای رابطه شویی خود کم تلاش می‌کنید، ممکن است بدخلق شود و بسیار مهم است که به طور مداوم، برای رابطه تان تلاش کنید. زیرا این یک کلید برای رابطه‌ای سالم است

به شوخی‌ها بی توجهی می‌کند

اگر احساس می کنید زن شما ظرفیتش در تحمل شوخی‌ها پایین آمده یا پاسخ برخی از شوخی‌ها را با واکنش های ناخوشایند مانند بی‌توجهی کردن یا فقط آه کشیدن می‌دهد، احتمال دارد که حالش بد باشد یا ممکن است موردی باعث ناراحتی یا عصبانیتش شده باشد که هنوز با شما مطرح نکرده است.

خودش را از آدم‌های اطراف جدا کرده است

اگر اخیراً، زن شما، خود را از شما، دوستانش و یا سایر اعضای خانواده جدا کرده، ممکن است واقعاً موضوعی، دلیل اصلی دور شدن او باشد که در این میان، اگر رفتارش هم بسیار متفاوت از حالت عادی باشد، نشانه بدخلقی است.

چگونه می توانید به زن خود کمک کنید تا بر بدخلقی اش غلبه کند؟

دلیل آن را بفهمید

سعی کنید دلیل بدخلقی زن خود را متوجه شوید. اگر دلیل خاصی برای اذیت شدن او وجود دارد، علت واقعی آن را پیدا کنید.

مهارت های خوب گوش دادن را تمرین کنید

شنونده خوب بودن کلیدی است برای اینکه زن شما مسائلی را بدون احساس قضاوت به اشتراک بگذارد. وقتی احساسات دشواری مانند غم و اندوه را بیان می‌کند، با او همدردی کنید. زیرا، مواقعی که در زندگی احساس سختی می‌کند دشوار است که بتواند در مورد بسیاری از مسائل صحبت کند اما وقتی شریکی داشته باشد که بتواند مشکلات خود را با او در میان بگذارد، رویارویی با آن‌ها کمی آسان می‌شود.

به دل نگیرید

ممکن است وقتی زنتان با شما صحبت می‌کند، شما را با کلمات تند، سرزنش کند که در چنین مواقعی به دل نگیرید.  چراکه بنا به دلایلی نتوانسته احساساتش را به اشتراک بگذارد و آن‌ها را درون خود نگه داشته است و به همین خاطر، با عصبانیت با شما صحبت می کند .

حامی او باشید

وقتی زن شما احساس ناراحتی و ناامیدی می‌کند، او را در آغوش بگیرید. ممکن است مقاومت کند اما در نهایت، یک آغوش از طرف کسی که دوستش دارد، او را آرام می‌کند. حرف‌های او را گوش دهید. زیرا اگر احساس کند که به وی علاقه دارید، روحیه‌اش بهتر و ارتباط شما با یکدیگر قوی‌تر می‌شود.

صبور باشید

ممکن است وقتی زن شما عصبانی یا حالش بد است، احساس آزردگی کنید. طبیعی است که چنین احساسی داشته باشید، اما صبوری نکته اصلی است. این حالت خواهد گذشت؛ فقط به او فضای لازم را برای آرام شدن بدهید و سپس، احساس خود را با او در میان بگذارید.

مسئولیت کارهای خود را بپذیرید

اگر می‌دانید زن شما به خاطر کاری که کرده‌اید، ناراحت است، عذرخواهی کنید زیرا اشکالی ندارد اگر بگویید ببخشید و اشتباه از شما بوده است. این فقط ارتباط شما با همسرتان را تقویت می‌‌کند. زیرا متوجه می شود که شما نیازهای او را درک می‌کنید و مراقب احساسات او هستید.

عشق و همدلی خود را بروز دهید

سعی کنید نیاز زن خود به عشق و همدلی را پاسخ دهید. اگر او چیزی به شما گفت، یک گوش شنوا به او هدیه کنید. سعی کنید حرف‌هایش را بفهمید و از او حمایت کنید. او را در آغوش گرم خود بگیرید و یا غذای مورد علاقه‌اش را درست کنید و گاهی فقط در سکوت با او بنشینید. به او احساس عشق را القا کنید. نگذارید او با روحیه بد بخوابد و اجازه دهید عشق شما را احساس کند. اگر او احساس کند که کسی او را دوست دارد و از وی مراقبت می‌کند، هرگز برای مدت طولانی بدخلقی نخواهد کرد.

اگر متوجه بدخلقی همسرتان می‌شوید، نیازی به وحشت و نگرانی نیست اما به محض دریافت چنین نکاتی، باید سعی کنید دلایل آن را بیابید. برای این امر، بسیار مهم است که درباره این مسائل با او بی‌پرده صحبت کنید. زیرا با انجام این کار، می‌توانید به او کمک کنید تا از طریق مشکلاتش، راه خود را پیدا کند؛ تا بتواند تعادل دوباره زندگی‌اش را بدست آورد.

 

 


تازه ترین مقالات در حوزه روانشناسی

خسیس بودن، شکاک بودن، دست به زن داشتن، دروغگو بودن و . از جمله عواملی هستند که زمینه بروز اختلافات بین زوجین را ایجاد می‌کنند

مشاوره قبل از ازدواج یکی از مهمترین مسائلی است که باید در اولویت زوجین باشد، زیرا علاوه بر احساس علاقه و عشق بین زوج‌های جوان مسائل زیادی وجود دارد که باید بررسی شود.

مردان شکاک و بدبین

یکی از اختلال‌های روانی که تأثیر زیانباری بر شخصیت و رفتار‌های فردی و اجتماعی به جا می‌گذارد، اختلال شخصیت پارانوئید یا شکاک است. با نگاه به آثار زیان‌بار اختلال های روانی که در آیات و روایات اشاره شده به روشنی مشخص می‌شود که بسیاری از مشکلات فردی و اجتماعی و حتی اختلالات شناختی و بیماری‌های روانی چون اضطراب، تشویش و افسردگی می‌تواند با خاستگاه بدگمانی باشد. بنابراین شناخت علل و عوامل، آثار و درمان آن برای دستیابی به شخصیت سالم و متعادل و جامعه سالم مفید و سازنده خواهد بود.

فرزین رئیسی روانشناس بالینی و زوج درمانگر گفت: در ازدواج با فرد بدبین، همسر دچار اختلالات روحی همچون اضطراب و افسردگی می‌شود و ادامه این روند زندگی روزمره خانواده‌ را مختل می‌کند، علاوه بر این حتی این مسأله به فرزندان نیز انتقال می‌یابد.

وی اضافه کرد: افراد بدبین در روابط خود در زندگی کاملا شکاک هستند، برای مثال چنین فردی اگر صورت حساب تلفن همسرش زیاد باشد به او شک می‌کند و آن را به عنوان نشانه‌ای از روابط فرا شویی تفسیر می‌کند و اتهام خیانت را به همسرش می‌زند.

این روانشناس ادامه داد: حال باتوجه به اینکه این بیماری در مردان بیشتر است، گاهی نی که کمبود توجه و نیاز عاطفی شدیدی دارند، این رفتار‌ها را حساس بودن به خود می‌انگارند و اصولا شخصیت‌هایی وابسته هستند.

وی با بیان اینکه افراد مبتلا به بدبینی در درجه اول نیازمند دارو درمانی هستند، بیان کرد: خانواده‌ها می‌توانند فرد بدبین را به عنوان دیگری غیر از بدبینی نزد پزشک ببرند، به‌طور مثال می‌توانند به وی بگویند «تازگی‌ها قدری عصبی شدی، احساس می‌کنم فکرت مشغول شده، من ناراحت این هستم که آرامشت بهم بخوره و دوست دارم با هم به پیش دکتر برویم» و او را به مطب روانپزشک ببرند.

رئیسی خاطرنشان کرد: فراموش نکنید که این افراد نیازمند روان درمانی هستند و تنها دارو درمانی کافی نیست، در نتیجه در انتخاب همسر آینده خود علاوه بر عشق و علاقه، ملاک‌های دیگر ازدواج را حتما بررسی کنید.

مردانی که دست بزن دارند

برخی از مردان دست بزن دارند؛ بهتر است رفتار مردی که دست بزن دارد را ریشه یابی کنیم تا راهکار‌های اجرایی برای آن بیابیم. در اغلب جلسات مشاوره‌‌ای با جملاتی مانند "همه خانواده ما آدم‌های زودجوشی هستند، انگار که این مشکل در ما ژنتیکی است"، "دست خودم نیست"، "اگر مرا تحریک نکنند، عصبانی نمی‌شوم" و "من از همان آغاز رابطه گفتم که فردی عصبی هستم" روبه‌رو می‌شویم.

در پاسخ به موارد فوق باید عنوان کنم که پرخاشگری رفتاری است که بیشتر به صورت اکتسابی از طریق افراد آموخته می‌شود، بنابراین سهم محیط به طور کلی بسیار بیشتر از ژنتیک است، پس می‌توان این رفتار را با آموزش مهارت‌های مناسب کنترل هیجانات منفی (خشم) بهبود بخشید.

حسن اکبرزاده روانشناس و مشاور در این باره گفت: در مشاوره‌های پیش از ازدواج تحریک پذیری، عصبانیت و یا پرخاشگری زوجین با جلسات مشاوره‌ای و تست‌های مرتبط سنجیده می‌شود. این مشکلی نیست که مشاور از این موضوع به راحتی گذر کند و در موقعیت مشاوره پیش از ازدواج این مشکل به مراتب با هزینه‌های کمتری نسبت به موقعیت تجربه زندگی مشترک تعدیل می‌شود.

این روانشناس گفت: زمانی که طرف مقابل رفتار‌های پرخاشگرانه و برخورد فیزیکی دارد، چاره کار سکوت در مقابل این رفتار‌ها نیست، بلکه باید مسئولانه در مقابل چنین رفتار‌هایی از خودمان دفاع کنیم و نباید از خود عکس العمل مشابه و مقابله به مثل داشته باشیم، چراکه این رفتار آسیب‌های جدی تری به رابطه زوجین و فرزندان وارد می‌کند.

وی افزود: در مواقعی که اوضاع مناسب‌تر است و درگیری خاصی وجود ندارد، همسرتان را به شرکت در جلسات مشاوره‌ای تشویق کنید، البته بهتر است خودتان هم وی را همراهی کنید تا فکر نکند که مشکل تنها اوست.

این روانشناس با اشاره به اینکه از راهکار‌های کوتاه و بلند مدت جهت کنترل خشم استفاده می‌شود، گفت: راهکار‌های بلند مدت در موقعیت آنی هیجانی تأثیری ندارند، بلکه تأثیراتشان در درازمدت اتفاق می‌افتد و از راهکار‌های بلند مدت می‌توان به ورزش‌های هوازی مثل دوچرخه سواری، شنا، دو و میدانی، پیاده روی سریع و کوهنوردی و استفاده از آرام سازی (آرمیدگی) به شکل نشسته روی صندلی یا دراز کش. اشاره کرد.

مردان دروغگو

شاید برای هر انسانی اولین تجربه دروغ گفتن به دوران کودکی او بازگردد و هنگامی که دروغ گفتن در خانواده پذیرفته شود یا حتی آموزش داده شود، فرد با خود فکر کند که دروغ خیلی هم بد نیست و حتی می‌تواند راه نجات او باشد اما به مرور زمان دروغگویی به ویژگی های رفتاری فرد اضافه می‌شود.

سمیرا زارع روانشناس و مشاوره خانواده ، در این باره بیان کرد: یکی از دلایل دروغگویی در زندگی مشترک ضعف در مهارت های ارتباطی در زندگی شویی است، در واقع زمانی که زوجین نتوانند با یکدیگر ارتباط درست کلامی و غیر کلامی برقرار و احساساتشان را به درستی بیان کنند همین باعث می‌شود که خواسته هایشان را پشت دروغ‌هایش مخفی کنند.

زارع با اشاره به راه های برخورد با همسر دروغگو گفت: اعتماد مهم ترین اصل در زندگی شویی است، بنابراین زوجین باید اعتماد یکدیگر را جلب کنند؛ همچنین هنگامی که می‌فهمید همسرتان دروغ گفته است، با تندی و عصبانیت با او برخورد نکنید و بهتر است با آرامش با او برخورد کنید.

مردان خسیس

همه ما آدم‌هایی را سراغ داریم که پول به جانشان بند است و آنقدر ناخن خشکی می‌کنند و سخت می‌گیرند که نفس اطرافیانشان را می‌برند و از زندگی سیرشان می‌کنند. زندگی با کسی که همه فکرش در خرج نکردن و لذت نبردن از زندگی خلاصه شده کار واقعا سختی است. کسی که خسیس است نه خودش از زندگی لذت می‌برد و نه می‌گذارد کسانی که با او هستند طعم خوش زندگی را بچشند، مثل اینکه آن‌ها نه فقط در پول خرج کردن که از دیدن خوشی دیگران هم تنگ نظری می‌کنند.

حسن اکبرزاده روانشناس و مشاور خانواده ، در این باره تصریح کرد: ولخرجی، هزینه‌هایی است که بدون اولویت بندی نیاز‌های خانواده و تا حدودی خودخواهانه صورت می‌پذیرد.

اکبرزاده با بیان اینکه در دوره‌های قبل از ازدواج یعنی آشنایی و نامزدی می‌توان به مدیریت مالی طرف مقابل پی برد، افزود: در جلسات مشاوره پیش از ازدواج خیلی از افراد سوالی مطرح می‌کنند مبنی بر اینکه چقدر به وعده‌های طرف مقابل مطمئن باشیم؟ از کجا بدانیم حرف‌هایی که می‌زند و به تعهداتی که می‌دهد واقعا عمل خواهد کرد؟

اکبرزاده گفت: در طول زندگی مشترک نیز بهتر است در همه امور به خصوص مباحث مالی توافقات اساسی بین زوجین صورت گیرد، برای یک توافق مالی خوب بهتر است در مرحله نخست شفافیت مالی انجام شود و بعد از شفافیت اولویت‌های مالی، نیازها، اهداف و مسیر رسیدن به این اهداف مشخص شود.

او بیان کرد: عدم اولویت بندی نیازها، مدیریت مالی ضعیف، عدم برنامه ریزی و هدف گذاری در مسیر زندگی مشترک، افکار وسواس گونه، اعتماد به نفس پایین، مد گرایی، بی توجهی به نیاز‌های سایر اعضای خانواده، چشم و همچشمی، عدم مسئولیت پذیری، خود خواهی، عدم آینده نگری، شرکت در جمع‌هایی با شرایط مالی متفاوت، ضعف آگاهی از وضعیت اقتصادی جامعه، عدم تفاهم در مسائل مختلف زندگی مشترک و لذت نبردن از از ویژگی‌های افراد ولخرج هستند.

اکبرزاده افزود: به احتمال زیاد افرادی که فعالیت اجتماعی و اقتصادی نداشته و از شرایط اقتصادی جامعه آگاهی کافی ندارند، علاقه‌ای به مدیریت مالی نشان نمی‌دهند و در مقابل افرادی که در جامعه فعال هستند و فعالیت اقتصادی دارند، از مدیریت مالی بهتری برخوردار هستند.

این روانشناس درباره راهکار‌های تأثیرگذار در برخورد با همسر ولخرج، گفت: توجه به نیاز‌های اولویت دار خانواده، ایجاد آگاهی نسبت به هزینه‌های خانواده و جامعه، مشخص کردن منابع مالی، شفافیت در اهداف مالی، آینده نگری و عدم ایجاد محدودیت‌های خاص مالی در طرف مقابل از جمله راهکارهای مناسب برای برخورد با همسر ولخرج هستند.


تازه ترین مقالات در حوزه روانشناسی

 درصورتی که به استرس شغلی مبتلا هستید، تردید نداشته باشید که این مسئله نشانهی موفقیت شما در شغل‏تان است. برای این که مهم‏ترین عاملی که سبب ایجاد استرس شغلی می‏شود، افزایش مسوولیت ها، پیچیده‏ ترشدن شغل و پیشرفت تکنولوژی است. از طرف ديگر وجود رقبا در بازار کار سبب می‏شود استرس بیشتری به شما وارد شود.

بر اساس تحقيقات صورت گرفته، افردی که در شغل خویش موفق ‏تر هستند، استرس بیشتری در شغلشان دارند. این اشخاص برای آیندهی شغلی خویش اهداف بلندپروازنه‏ ای را در سر دارند. از طرف ديگر نگران از دست دادن موقعیت خویش و سبقت‏ گرفتن رقبا هستند.

 

شرایط کاری که ممکن است منجر به استرس شوند عبارتند از:

طراحی وظایف:کار سنگین، زمان استراحت کم، ساعتهای کاری طولانی مدت و کار شیفتی، وظایف پر جنب وجوش دائمی و کم اهمیت ، نداشتن مهارت های مورد نیاز و نداشتن حس کنترل بر شرایط

 

شیوه ی مدیریت:عدم همکاری کارگران در تصمیم گیری، ارتباطات ضعیف در سازمان، عدم وجود تدبیر های دوست دار خانواده

 

رابطه بین اشخاص:محیط اجتماعی بد و عدم وجود پشتیبانی یا کمک از طرف همکاران و ناظران

 

نقش های شغلی:توقعات شغلی متضاد یا نامطمئن، مسوولیت زیاد، داشتن سِمت های مختلف

 

نگرانی های شغلی:عدم وجود امنیت شغلی و فرصت رشد، ترقی یا ارتقاء و تغییرات سریعی که کارگران امادگی آن ها را ندارند

 

نگرانی های محیطی:شرایط فیزیکی نامناسب یا پرخطر مثل شلوغی، سروصدا، الودگی هوا یا وضعیت ارگونومیک

 

راه‏کارهایی که در ادامه به آن‏ها ‏می ‏پردازیم می‏تواند به شما کمک کند تا برای همیشه با استرس شغلی خداحافظی کنید:

 

افزایش توان‏ کاری و مهارت ها برای کاهش استرس شغلی

همانطور که در آغاز صحبت اشاره کردیم، یکی از علل ابتلا به استرس شغلی، وجود رقباست. به هر میزان که رقیبان شما قدرتمندتر باشند، مقدار استرس در شما بیش تر می‏ شود. اما وجود رقبای قوی همیشه هم بد نیست. به دلیل آن که با وجود آن‏ها ‏شما متوجه می ‏شوید که باید در کسب و کار خویش تغییرات مثبتی انجام دهید. ولی اگر استرس شغلی شما بیش از حد شود، قادر به درک نتیجهی مثبت نیستید. در این مواقع به تنها چیزی که فکر می‏کنید، پیشی گرفتن رقبا از شما و شکست احتمالی است.

یک توصیه کاربردی در این مواقع این است که توان‏ کاری و مهارت خویش را افزایش دهید. این تنها راهی است که فاصلهی شما را از رقیبان افزایش می‏دهد. در واقع مهارت و تخصص تنها معیار سنجش شما با رقیبان است. هنگامی که قادر باشید مهارت خویش را افزایش دهید، کسی قادر به رقابت با شما نیست. پس به جای استرس و وقت هدر کردن، به فکر راه‏ چاره باشید.

 

برای کاهش استرس شغلی مدیریت زمان خویش را به دست بگیرید

یکی ديگر از راههای ‏غلبه بر استرس شغلی، مدیریت دوران است. استرس شغلی از افکار منفی ما نشأت می‏گیرد. تا زمانیکه وقت شما ازاد باشد، استرس هم بیش تر می‏شود. برای این که در این مواقع فرصت بیشتری را برای فکر کردن به رویدادهای منفی، شکست و یا ناامیدی دارید. ولی اگر زمان را برای یادگیری، پیشرفت کاری و یا کارهای مورد علاقهی خویش صرف می‏کنید، زمانی برای افکار منفی باقی نمی‏ ماند. در نتیجه استرسی هم ایجاد نمی‏شود.

 

برای کاهش استرس شغلی خودتان را تنها با خودتان قیاس کنید

هیچ وقت حسرت بالاتر از خودتان را نخورید. سعی كنید به آنهایی كه از شما موقعیت بدتری دارنزد هم فکر كنید. شما میتوانید وضعیت خودتان را كنترل كنید ولی افراد دیگر را هم با توان مندی های خودتان مقایسه كنید.

 

برای کاهش استرس شغلی با اشخاص مثبت ‏اندیش رابطه برقرار کنید

منفی‏ نگری مهم‏ترین عامل ایجاد استرس شغلی است. درصورتی که قادر باشید افکار مثبت را در خویش تقویت کنید، استرش شغلی در شما درمان می‏شود. ولی مشکل اصلی در این است که گاهی فرار از دست افکار منفی آن قدر دشوار می‏شود که هیچ راهی برایتان باقی نمی‏گذارد. در این مواقع تنها راه ‏حل شما این است که با اشخاص مثبت‏ اندیش و آرام رابطه برقرار کنید. دوستی با این اشخاص می‏تواند در تغيير روحیه ‏ی شما اثرات مثبتی بر جا بگذارد.

 

برای کاهش استرس شغلی نه گفتن را بیاموزید و نه شنیدن را قبول کنید

رک گویی ممکن است در شروع كسی را نارحت كند ولی در بلندمدت اعتبار و حیثیت را بالا برده و استرس را كم می كند ولی مهم این است كه چطور نه بگوییم كه افراد دیگر را دچار استرس نکند. توضیح دادن دلایل ونحوه ی  نه گفتن بسیار مهم است. همچنين ظرفیت نه شنیدن از افراد دیگر را هم داشته باشید

 

برای کاهش استرس شغلی از خودتان مراقبت کنید

هنگامی که استرس کار در عملکرد شغلی و زندگی شخصی مداخله می کند و تأثیرات نامطلوبی بر سلامتی می گذارد، باید کاری انجام دهید. هنگامی که نیازها برآورده شوند، قوی تر و انعطاف پذیرتر خواهید شد. مسایل کوچک میتواند خلق وخو را بهبود بخشند، انرژی را افزایش دهند و باعث احساس کنترل شوند. این مسایل عبارتند از:

ورزش منظم حتی درصورتی که به وظیفه ای روزانه هم تبدیل بشود، باز هم تسکین دهنده ی قوی استرس است. تمرین های هوازی باعث افزایش ضربان قلب و تعریق میشوند ، انرژی را افزایش می‌دهند ، تفکر را شفاف می سازند و ذهن و بدن را اسوده می کنند. ۳۰ دقیقه تمرین هوازی روزانه بسیار خوب است. اما در صورت لزوم میتوانید آنرا به دو یا سه بخش هم تقسیم کنید.

خوردن غذا در وعده های کوچک و مکرر به ثابت نگاه داشتن قند خون، انرژی و تمرکز کمک تان می کند. این کار جلوی تغییرات خلق و خو را می گیرد.

استرس میتواند باعث بیخوابی شود. بیخوابی هم باعث استرس و عدم تعادل احساسی می شود. برای خواب تان زمان بندی داشته باشید؛ هدف تان باید ۸ ساعت خواب در شب باشد.

روابط نزدیک برای غلبه بر دوره های استرس حیاتی هستند. به اشتراک گذاردن احساسات با اعضای خانواده و دوستان، به ویژه بصورت رو در رو، به تسکین استرس کمک می کند.

 


تازه ترین مقالات در حوزه روانشناسی

تبلیغات

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

سایت تفریحی پاپافان markaztosseh.ir دفتر امام جمعه شهر سجاس salamatiweb رسیور انلاین بهترین سایت هر چی که بخوای